تبليغاتX
دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر قدس

دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر قدس

MRG

آلبوم رگبار رو گوش کردید ؟؟؟  اگه نکردید می تونید کل آلبوم جدید سیاوش قمیشی رو از همین لینک زیر دانلود کنید .

دانلود آلبوم رگبار -سیاوش قمیشی

من یکی از طرفدارای سیاوشم ... از آلبوم فرنگیس بگیر تا همین رگبار .. همه آهنگهای سیاوشو گوش می دم حتی آلبوم City of sun ...

اگه آلبوم جدید سیاوش رو گوش کرده باشید باشید حتما متوجه تغییرات تو سبک آهنگها می شید .. همینطور تکس انتخاب شده هم متفاوته ...

سال  ۸۱ رو یادتون می یاد  ...آلبوم نقاب رو می گم . سیاوش اهنگ سازو تنظیم کننده آلبومش رو عوض کرد و عملا سبک کاریش رو هم عوض کرد ( خداییش همین حرکت سیاوش باعث شد که بقیه خواننده ها هم بعد از ۸۱ سبک کاریشونو عوض بکنن به آهنگهای خواننده های ایرانی قبل ۸۱ گوش بدید ببینید چی می خوندن و چه جوری می خوندن )

بعد از اون آلبوم بی سرزمین تر از باد هم تو همون سبک و سیاق بود ( یعنی عملا سعی شده بود ترکیبی از سبکهای متداول وجود داشته باشه .. هم ترنس هم لایت هم نزدیک به ۶*۸ ) آلبوم روزهای بی خاطره هم با اینکه آهنگسازش عوض شده بود ولی بازم به دو آلبوم قبلی نزدیک بود ...

آلبوم رگبار رو گوش بدید حتما متوجه می شید که سبک کاریش با آلبوم های قبلی متفاوته ... حتی شعرها کاملا متفاوت با آلبوم قبلی انتخاب شده ( البته برای اینکه متوجه منظورم بشید باید از طرفدارای سیاوش باشید و الا نمی گیرید چی می گم )

من که خودم فکر می کردم سیاوش کلا به سمت ترنس میاد و سبک کاریش رو میاره به این سمت ... ( حتی نقل قولهایی هم ازش خونده بودم که می خواد کلا یه آلبوم ترنس بده ولی منبعش چندان موثق نبود )

نمی دونم شاید منظور همون آلبوم ریمیکس طلوع تا غروب بوده !  

ولی کلا من که با این آلبوم غافلگیر شدم ... وقتی دیشب دانلودش می کردم تو فکر یه آلبوم ترنس بودم اما با یه آلبوم متفاوت روبه رو شدم !

نمی دونم سیاوش آهنگسازش رو عوض کرده یا نه ولی سبک کاریشو که به نظرم عوض کرده !

برای اینکه متوجه این تغییر جالب و زیبا بشید بهتره که حتما آهنگ چوب خط آلبوم رگبار سیاوش رو گوش بدید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 11:36  توسط MRG  | 

الان یه یکی دوهفته ای هست که افشین برگشته(یه هفته و خورده ای ) تو این مدت می خواستم راجع به برگشتنش بنویسم ولی وقت نکرده بودم ( چون این هفته رو به جز دو شنبه کلا سر کار بودم )

اول از همه بگم که از برگشتن افشین واقعا خوشحال شدم گرچه کلی زمان از دست رفت این وسط ولی عیب نداره یه جوری حلش می کنیم ... خودم هواشونو دارم ...

ولی مساله ای که ذهنمو مشغول کرد این بود که چی شد که افشین برگشت ؟ وقعا  چی شد ؟ هیات مدیره که تقریبا همون هیات قبلیه .. همون قولایی که مصطفوی داده بود کاشانیم داده بود .. پس چی شد ؟

دقت کردید که روزای آخری که افشین داشت می رفت چقدر از این می گفت که به عنوان مربی ایرانی بره و در عرصه بین المللی سرمربی گری کنه ؟
تا رسید دوبی هم گفتن که اول استراحت می کنه و بعد یکی از پیشنهاد ها رو قبول می کنه و اینا ...

ولی چی شد؟ بعد یه ماه برگشت پرسپولیس ؟چرا؟ کاملا مشخصه :
هیچ پیشنهاد جدی و قابل توجهی از تیم های عربی و کره ای به افشین داده نشده بود .
الان که دارم می نویسم دلم نمیاد این حقیقت رو بگم ولی باید گفت : سرمربی های ایرانی نه تنها در عرصه جهانی و آسیایی بلکه در عرصه خاورمیانه هم عددی نیستند .
واقعیت اینه که حتی کشورهای منطقه هم اونقدر به لیگ ایران اهمیت نمی دن ( که البته این یه چیز طبیعیه مثلا خود ما ایرانیا تا وقتی بازیکنامون نرفته بودن امارات اصلا نمی دونستیم که اماراتیا لیگ هم دارن و .. طبیعیه که وقتی از امت این ممالک در لیگ ما حضور نداشته باشن اونا هم خبری از لیگ ما ندارن ...)

 

افشین برگشت چون به اون چیزی که فکرشو می کرد نرسید .. فکر می کرد بعد قهرمانی پرسپولیس راحت چند تا پیشنهاد خوب از امارات و کی لیگ  می رسه دستش و از اونا بهترین رو انتخاب می کنه و با بهترین امکانات به کارش ادامه می ده ولی خبری نشد که نشد
 
واقعا شانس آورد که هیات مدیره دوباره افتاد دنبال افشین و الا احتمالا تا مدتی افشین از فوتبال دور می موند .

یادتونه از مشکلات خانوادگی حرف می زد موقه رفتن ؟ پس چی شد اون مشکلات حل شد؟ مسلما نه !
کمبود امکانات پرسپولیس چی ؟ برگشتیم کارگران تمرین کنیم ! یعنی همه امکانات مورد نظر افشین همین ورزشگاه کارگران بود ؟ خوب اینو که می گفت کاشانی یه روزه جور می کرد .

واقعیت همونیه که گفتم ... مربی ایرانی اعتباری نداره ....
من خودم افشین رو خیلی قبولش دارم ..وقتی رفت واقعا فکر کردم می ره کی لیگ و یه تیم خوب رو می گیره و می ترکونه ولی اینا همش رویاس ... فوتبال ایرانی اعتباری نداره عزیزان من ....


به نظرم یه شانس مونده واسه افشین ! اونم همین قولیه که داده اگه پرسپولیس رو قهرمان آسیا کنه حتما می تونه یه آرزوی سرمربی بین المللی هم برسه !
  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 0:4  توسط MRG  | 

دانشگاه ما یعنی دانشگاه آزاد شهر قدس بعد از سالیان متمادی بالاخره سایت اینترنتی و به خصوص سیستم آموزش و ثبت نام رو اینترنتی کرد ...

. کاری که از سالها پیش بقیه دانشگاهها انجام داده بودن اما انگار که این تکنیک به قلعه حسن خان نرسیده بود ! به هر حال جای تقدیر داره که یک نفر توی این دانشگاه خراب شده پیدا شده که فهمیده میشه از طریق اینترنت به ملت خدمات داد ...

. اما این عزیزان حداقل نکردند از این شرکتی که سورس و قالب رو بهشون داده یکم پشتیبانی بگیرن ... نمی دونم هم دانشگاهیم هستی یا نه ولی اگه تو این روزا واسه دیدن نمراتت رفته باشی حتما دیدی که هر بار درخواست دیدن کارنامه آموزشی رو کلیک می کنی با ارور مواجه می شه که این کد اشکال داره و اینا .... از اونجایی که من هنوز هیچی ای اس پی ( و همچنین پی اچ پی و بقیه زبانهای برنامه نویسی تحت وب ، ماتحت شبکه و ... ) بلد نیستم نمی دونم دلیل اصلی این ارور چیه اما همینقدر می فهمم که این کد یه موردی داره که از هر 10 بار درخواست یه بار ارتباطش رو درست برقرار می کنه و اطلاعات مربوطه رو میاره ...

. حالا من که ترم تابستونی بر نمی دارم اون بدبختایی که می خوان انتخاب واحد کنن چه بلایی قراره سرشون بیاد ؟ فکر کن اون روزی که می خوای انتخاب واحد کنی ، تعداد مراجعه کننده هم بالاست میزان ارور دادنا هم چند برابر میشه .... . خلاصه اینکه نمی دونم مسئول پشتیبانی سایت کیه ولی هرکیه معلومه که کلا تعطیله ...یه بارم سایت زیر دستشو تست نکرده ببینه کجاهاش مورد داره ...

 . من که ترم تابستونی ندارم خیالم راحته از قدیم هم گفتن که دیگی واسه من نمیجوشه توش سر سگ بجوشه ... نه!؟؟...نه نه نه ..وایسا ببینم دو ماه دیگه ترم جدید شروع میشه که .... اوه اوه .. فقط امیدوارم تا اون موقع تو دیگ یه چیز دیگه بجوشه وگرنه منم نابود می شم ...

. از اینا بگذریم ....این اعلام نشدن نمرات عصاب آدمو خورد می کنه ... این استادای فلان فلان شده ( به دلایل امنیتی از آوردن افعال اصلی فلان فلان صرف نظر کردم) نمرات رو اعلام نمی کنن ... معلوم نیست دارن چی کار می کنن که هنوز وقت نکردن برگه ها رو تصحیح کنن ...

یکی از استادای این ترمم که خیلی باحال بود همیشه می گفت من از اون استاداییم که بعد امتحان سریع برگه ها رو صحیح می کنم و فرداش اعلام می کنم ولی هنوز با گذشت بیش از 10 روز اعلام نکرده ( این استاد از اون استادا بود که خودش رو موجه می دونست و فکر می کرد خودش منطقی و درست درس می ده و زندگی می کنه به کار همه افراد گیر می داد که باید اصلاح بشن و مثلا اینکه استادای دیگه درس نمی دن و نمره می دن و ... اونوقت همیشه نیم ساعت اول کلاسش از بحثهایی که با خانومش داشته تعریف می کرد ... خیلی با حال یعنی یه ساعت اول کلاس میشستی ماجرای دیروز و دیشب حاجاقا و خانواده رو گوش می دادی .. ادعاهاش با حال بود !)

. فکر کن روزایی که میری سر کار ، شب که بر می گردی می شینی پای سیستم تا نمراتت رو ببینی می بینی هیچی اعلام نشده .. فرداش دوباره همین .... روزایی مثل امروزم خونه هستی که افتضاحه هر دو ساعت اداری یه بار چک می کنی بازم می بینی هیچی اعلام نشده .. اونوقت دوستاتو که دانشگاههای دیگه درس می خوننو می بینی میگن بیشتر نمره هاشون و فهمیدن ( حالا چه فرقی می کنه نمره اولیه یا اصلی )

توی این 4 تا ترم تنها استادی که واقعا توی تصحیح نمرات درنگ نکرد استاد مدار منطقیم بود آقای مهندس سمسار زاده ( توفیقا" الی دکترانا) . ظهر امتحانش رو دادیم .. شب نمرات رو تو سایتی که واسه دانشجوهاش درست کرده بود اعلام کرد ...

. جدا استاد جوون و باحالی بود .. با اینکه سخت گیر بود ولی در عین حال استاد باحالیم بود ... جلسه امتحان خیلی باحال بود .. دوبار صداش کردم اومد بالا سرم گفتم استاد من 20 میشم حقمو نخوریا زیر بیست ندیا ! من 20 نوشتم و اینا .... توی تصحیح اولیه 19 شده بودم بهم داد 20 . ( البته نا گفته نماند که به بقیه بچه ها هم یکی یک نمره تا چند نمره داده بودا ... یه وقت فکر چیز نکنی ..)

. این ترم تا الان نمره ساختمان داده اومده .. انصافا استاد نیک روان هم سریع نمره رو اعلام کرد حداقل بالای 100 تا دانشجو داشت واسه این درس ولی سریع تصحیح کرد و گذاشت رو سایت ..

 

 القصه تا این سیستم اینترنتی دانشگاه کامل بشه بابامون در خواهد آمد ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 15:34  توسط MRG  | 

امتحاناتم تموم شد !
همیشه تموم شدن امتحانا یه آسودگی خیال یه راحتی چی می گن بهش ..فراق باز(یا بال ) .. خلاصه از همون چیزا میده! (سخت نگیر دیگه امتحانا تموم شده یعنی دیگه از هفت دولت آزادم ! دلم می خواد غلط بنویسم ! چی می گی؟)
 
فکر کن برای دو سه هفته مثل خر نشستی خوندی و نوشتی(آره ارواح عمت!) و تو فکر این بودی که امتحاناتتو خراب نکنی ..همین که به آخریاش می رسی یکم راحت تر می شه .. آخریشو که می دی انگار دیگه از هفت دولت آزاد شدی اما...
یه اما داره ، اونم اینه که امتحان آخر رو چه جوری داده باشی ... اگه خوب داده باشی یعنی همه چی عالیه ، انگار واقعا دیگه آزادی ، هر کاری دلت می خواد می کنی 24 ساعت آهنگ دانلود می کنی و گوش می دی ، با ارازل و اوباش می ری بیرون می گردی و می چرخیو و خلاصه عشق و حال ... اما ...
اما اگه مثل من امتحان آخرت رو بد ( نه به این معنی که فکر کنی میفتما !نه قبلا هم گفتم من افتادن تو کارم نیست ) بدی ، یه ریزه گند می زنه به اون عشق و حالت ...وضعیتت میشه مثل من یه دقیقه dj tiesto گوش می ده یه دقیقه دیگه آهنگ های دپرس بهرام! ... البته اینا یه سری مشکلات داخلی که خیلی زود حل میشه ! شما خودتو ناراحت نکن ...

نمی دونم چرا سر این امتحان آخری دچار بیرون روی مزمن شدم !!! نمی دونم اضطراب بیش از حد باعثش شده یا استرس مفرط ( این دو مورد فرقی نداشتن فقط خواستم تو رو به شک بندازم که فکر کنی اینا با هم متفاوتن!!!)

با اینکه اصلا برام مهم نبود که با چه نمره ای پاس می کنم ولی یه مدل دلهره داشتم ( اینو جدی گفتم من از کلاس استاد محرابیان هیچ انتظاری ندارم ، یعنی از اول ترم به خاطر اینکه با محرابیان برداشته بودم به خودم فحش می دادم ) ، هی دچار بیرون روی می شدم ( بهترین فعل جایگزینه ! نه؟؟؟) هی دچار ضعف می شدم
یعنی این شب امتحانی من تبدیل شده بودم به یه وسیله برای پر و خالی کردن معده .... هی ضعف می کردم می خوردم ...هی دچار بیرون روی می شدم و خالی می کردم ..خلاصه اوضاعی پیش اومده بود واسم دیدنی ، یعنی یه چی می گم یه چی میشنوی! ( خیلی حال می ده خاطرات بیرون روی رو تو وبلاگتون بنویسین ! حتما این کارو بکنین!!!)

از اون بدتر شب امتحان مثلا اومدم بخوابم بعد از یه ساعت اینور و انور شدن خوابیدم بعد یه رب قبل اینکه گوشیم صداش در بیاد خودم بیدار شدم دوباره خوابم برد دوباره بیدار می شدم .... حالا فکر می کنی چه خوابی می دیدم ؟یه سری فرمول جدید !!!
گفتم امتحان محاسبات عددی داشتم ؟ نه نگفتم ! خب الان می گم . امتحان آخرم محاسبات عددی بود ... حالا من هی تو خواب می دیدم یه سری فورمولای دیگه هم هست که من نخوندم ، بیدار می شدم می دیدم فورمولا رو همه رو خوندم و اصلا چنین چیزی نیست ، دوباره یه مین می خوابیدم و توش همون صحنه رو می دیدم و بیدار می شدم ... چند بار هی ادامه پیدا کرد تا اینکه گوشی صداش دراومد و منم بیدار ...
بلند شدم اول رفتم سراغ بیرون روی ، بعد یه مقدار مربا البالو خوردم و شروع کردم به خوندن هنوز 5دقیقه نشده بود دوباره رفتم خالی کنم ..دوباره اومدم نون پنیر برداشتم خوردم دوباره رفتم خالی کردم ... حالا در همین زمان دارم فرمولها رو هم حفظ می کنم!!!....

خلاصه سرتو درد نیارم همینجوری داشتم ادامه می دادم که دیگه نم نم باید جمع می کردم و می رفتم سمت دانشگاه گفتم بزار یه چی درست حسابی بخورم .رفتم یه تخم مرغ پختم چشمتون روز بد نبینه از وقتی که این تخم مرغ کذایی رو خوردم هی می خواستم بالا بیارم ( البته گلاب به روحتونا!!!)

تا قبل امتحان هی می خواستم بالا بیارم ولی بالا نیومد حالا نمی دونم خدا نخواست راهش گرفته بود یا هر چی ... خلاصه اینکه رفتم امتحانمو دادم و گند زدمو اینا ...
کل این مطلب واسه این بود که بگم : اینا همش بهونس من خودم بد امتحان دادم!
 
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 17:21  توسط MRG  | 

تا حالا شده بد بدین ؟ منظورم امتحانتونه ...(آخه به قیافه من می خوره الان باهات شوخی داشته باشم؟؟؟اونم از اون شوخیا...)
چه سوالی کردم معلومه که همتون این حس رو تجربه کردید .. منظورم گند زدن به ورقه امتحانیه


نمی دونم شما چطور باهاش کنار میاید از اونایی هستید که تا چند روز قاطین و بعدش بی خیال می شن یا اینکه اون رو به حافظه تاریخیتون می سپارید (حالا من به روت نمی یارم تو هم پررو نشو ... تو اگه حافظه تاریخی داشتی که تو امتحانت گند نمی زدی...بچه پررو)

اصلا مهم نیست که شما چه مدلی هستید ... مهم اینه که من چطوری شدم ... راستشو بخوای من که اصلا بد دادن تو کارم نیست ...ببخشید یعنی نبود ... تک و توک توی هر ترم چی می شد یه درس رو بد می دادم و بعد از اون هم یه مدتی دپرس که نه ولی آزرده خاطرم می کرد . بعدشم می رفت تو حافظه تاریخیم و هر وقت یادش می افتادم به اون روز گند دشنام (معادل فارسی فحش پدر مادر دار ) می دادم . ( همینجا لازم به توضیحه که منظورم یه فحشی در حد لعنتیه ... یه موقع فکر بد نکنی .. منظورم از پدر مادر دار یعنی اصل و نسب دار ... به این شیوه نگارش می گن ایجاز ... یا برو فارسی یاد بگیر یا اون ذهن خرابتو درست کن  )

توی امتحانایی که تا اینجا دادم یه اتفاق جالب افتاد برام ، هر دوتاشون رو بد دادم !  

اونم امتحانایی که قبل از اینکه شروع بشه رو بیستشون حساب کرده بودم ... حالا حتما می رسی کجاش جالبه؟ گوش کن الان می گم...

نمی دونم تا حالا بهت گفته بودم یا نه ( معلومه که نگفته بودم ...آخه تو منو از کجا میشناسی که حالا من این مطلبو قبلا واست تعریف کرده باشم ؟؟؟؟) معمولا سر جلسه امتحان حتی اگه سوالها خیلی گنگ و پیچیده باشه توی دقیقه نود حل می شن ... ببخشید یعنی می شدن .... یعنی وقتی شروع می کردم به نوشتن و سوالای سخت رو می زاشتم کنار، آخر کار انگار یه امداد غیبی بهم می رسید، یهو همش حل می شد ، نمی دونم گفته بودم یا نه کلا خدا منو دوست داره  همیشه سر موقع به دادم می رسید ، انگار که یهو بهم الهام می شد ..همینجوری الکی الکی حل می شدن سوالات...

اما توی این یکی امتحانات یه سری اتفاق دیگه افتاد که من به رابطم با خدا شک کردم ! و مهمتر از اون یه مدل حس عجیب و غریب بهم دست داد که خودم موندم یعنی چی !

سر جلسه ساختمان داده به سوالای مشکل دارش که می رسیدم  و حل نمی شدن ، خندم می گرفت .. همینطوری الکیا ..از اینکه نمی تونستم حل کنم خندم می گرفت ..بعد دوباره شروع می کردم از نو تلاش کردم ..دوباره به جواب نمی رسیدم ایندفه عصبی می شدم ..باز دوباره ادامه می دادم خندم می گرفت ..نمی دونم چرا ولی به صورت متناوب اول قاطی می کردم بعد از اینکه نمی تونم حل کنم خندم می گرفت ... بعد از پایان جلسه لحظه اول عصبی بودم اما یه دقیقه بعد دوباره خندم گرفت از اینکه بد دادم اونم درسیو که برای ۲۰ امده بودم ...ملت همیشه در صحنه هم فکر می کردن که من حتما خوب دادم که نیشم بازه

امتحان زبان رو که نگو ..بعد سوالای تستیش تا رسیدم به تشریحیا و یه هوا با سوالاش مشکل پیدا کردم بازم خندم گرفت ... بیشتر از این خندم گرفت که همه استادا واسه ما شاخ شدن و سوالای مورد دار طراحی می کنن .. دوباره هی عصبی می شدم ... هی خندم می گرفت بازهم به طور متناوب ...

نمی دونم چم شده ، یه ساعت بی خیالم یه ساعت یادش می افتم !!! واقعا وضعیت خنده داریه ... البته الان دارم به وضع نرمالم بر می گردم یعنی به کل امتحانا می خندم ...

نکته جالب خود این امتحاناست ... استاد زبان نمی دونی چه کلاسی داشت یعنی در این حد بهت بگم که سر کلاسش می رفتم ته کلاس و واسه خودم اهنگ گوش می دادم ... کلاسش واقعا کلاس نبود راحت می تونستی اون وسط گل کوچیک بازی کنی ... یعنی یه همچین استادی بود که یه ساعت رو هدر می داد تا یه صفحه ریدینگ و واسط ترجمه کنه ... دقت کن ترجمه کنه نگفتم پروفیز فقط ترجمه .. اونم با چه وضعیت ناجوری ....

نکته جالب تر اینکه وقتی از اونایی که قبلا باهاش داشتن می پرسیدی می گفتن این بابا اونقدر گشاده (شرمنده الان شبه که دارم می نویسم کلمه معادل و مناسبی هم گیر نیاوردم ) که همون سوالای تستی ترم پیش رو ازتون امتحان می گیره ... خداییش به قیافه استاده هم می خورد که یه همچین آدمی باشه ... خصوصا که اصلا یه ذره وقت نزاشته بود که درست حسابی با ما لغات تخصصی رو کار کنه ..

حالا فکر کن بری سر امتحان یه همچین آدمی و با اینکه درستو بلدی ببینی تو بعضی از سوالا مشکل داری !!! اصلا یادم می افته که این بابا این سوالا رو طرح کرده بوده خندم می گیره ...اصلا به قیافش نمی خورد بتونه سوال طرح کنه ...

خلاصه که من در عین حالی که بد دادم انگار که بد ندادم یعنی نمی دونم چرا سر امتحان یه لحظه خوبم
یه لحظه بد ... فکر کنم دارم به تئوری "هیچ چیزی ارزش نداره" می رسم ... حالا شاید یه روز این تئوری رو همینجا یا یه جای دیگه واست تعریف کردم ( چیه ؟چرا نگاه می کنی ؟ نکنه انتظار داری شمارمو بدم تا بیای اونجای دیگه که تئوری واست بگم؟ نه عزیزم هنوز زوده واست ...باید یه چند سالی مطالب منو بخونی تا بعد شاید به اون تئوری هم رسیدیم ...)

نکته آخر اینکه من موندم این اواخر با خدا دعوام نشده بود ، رابطمون همچین دوستانه نبود ولی بحثیم بینمون پیش نیومده بود ، چرا تو این امتحانا بهم حال نداد نمی دونم ... باید یه بازنگری تو اتفاقاتی که توی این چند ماهه بینمون افتاده بکنم ببینم مشکل کجاست ...چی کار کردم که از دستم ناراحته و دیگه سر جلسه امداد غیبی نمی رسونه ...

القصه نمی دونم اصلا چرا امشب نشستم این پست رو زدم ... می خواستم برم بخوابم یهو کرمم گرفت که بعد چند ماه اینجا بنویسم ... کرمه دیگه بعضی وقتا می گیره بعضی وقتا ول می کنه

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 3:19  توسط MRG  |