آدما کلن دو دستن
یا مثل منن یا که نیستن
اونایی که مثل من نیستن
اصلا آدم نیستن!
آهنگ کفش از آلبوم جدید گروه کیوسک ...باغ وحش جهانی
متن شعر رو از اینجاببینید . از اینجا می تونید به صورت آنلاین گوش کنید .از اینجا هم می تونید دانلودش کنید .
آلبومشون اون چیزی که انتظار داشتم نبود ...بنظرم هنوزم آلبوم اولشون یعنی آدم معمولی بهترین آلبومشون بوده و خواهد بود ... توی این آلبوم هم کفش و
:: دوما" : اینکه این دو هفته ننوشتم علت داشته شاید آخر مطلب نوشتم شایدم نگفتم ..شایدم اصلا دکمه ثبت این مطلب رو کلیک نکردم ...کی می دونه؟؟
:: سوما": داستان از اونجایی آغاز شد که هوا سرد شد ..بله همین یه مدت پیش بود توی یه روز سرد پاییزی حس کردم که کاپشن کوچیکم دیگه جواب سرما رو نمیده و باید کاپشن اصلیمو در بیارم ...
خلاصه سرتونو درد نیارم ،کاپشنو در آوردم دیدم ای بابا رنگ و روش رفته ..گذاشتم یه کنار نپوشیدم ... اهل پول خرج کردن هم که نبودم پس با همون کاپشن قبلی می رفتم بیرون ولی سرما شوخی بردار نبود ... ![]()
جمعه به مامانم گفتم مشکین تاژ بزنم شاید رنگش برگرده ها ..گفت پسر خجالت بکش بیا برو مثل بچه آدم یه کاپشن بخر این دیگه رنگش بر نمی گرده ..گفتم زورم میاد پول خرج کنم
گفت خسیس مگه چنده یه ۵۰-۶۰ تومن می دی یکی می خری دیگه ... منو میگی یکم سبک سنگین کردم گفتم باداباد می خرم ... حالا با کی برم ؟ با سعید ؟ با امید؟ (رفیق شیشامو می گم ) نه ولشون کن مامان خودت بلند شو باهام بیا بریم خرید ...
هیچی دیگه با مامانمو و خواهرم پاشدم رفتم خرید ..حالا کجا بریم؟ من که اهل خرید نیستم کجا باید بریم؟؟ گفتن بریم فروشگاه سالیان ..باشه بریم ... رفتیم تو کاپشنا رو نگاه کردم قیمتا بالای ۱۰۰ هزار تومن بود ۱۵۰ ۱۲۰ ۱۶۰ یعنی قیمتهایی بودا!!! مامانم گفت قیمتش همینه دیگه ببین اگه خوشت میاد بگیر ..منم که کلا تریپ لارج ورداشته بودمو خیالم نبود ! با یکی از این ۱۲۰ هزار تومنیا حال کرده بودم خواستم ورشدارم یهو زیپش گیر کرد بیخیالش شدم
گفتن اینجا نه بریم فروشگاه اذربایجان ببین چیزی داره ...رفتیم کاپشناش بالای ۵۰ هزار بودن ولی به درد عمشون می خورد ... هیچی مامانمینا گفتن بریم خیابون دانشکده فروشگاه برک سبز اونجا هم جنسای آنتیک و خوشگل میاره ..منم گفتم باشه توی مسیر تا بریم اون سمت خیابون یهو یه کاپشن توی یکی از این فروشگاهها چشممو گرفت رفتم نگاش کردم رفتیم تو ... یارو شروع کرد خالیاشو بستن و تعریف و تمجید کردن از کاپشنش دو لایست یه لایش در می یاد می تونه بهاره هم بشه ، آب رو جذب می کنه و ....خوشگل بود مادرمو و خواهرم هم تایید کردن که بهت میاد ...
حالا من هی می گم سایزه کوچیکترشو می خوام یارو می گه نه از این کوچیکتر می خوای چیکار؟؟ بعدا بزرگ می شی!!!چاق می شی!!!(خواستم بگم یارو من ۲۱ سالمه ۱۸۰ تا قدمه دیگه بیشتر از این چی می خوام بشم؟؟؟) فکر می کرد نداره واسه همین می گفت نه اندازته ..خلاصه یکی از فروشنده هاش پیدا کرد ..تنخورش خوب بود ..
کلا لارج رفتار می کردیم اصلا قیمت نمی پرسیدیم ..مهم این بود که من خوشم بیاد
خلاصه انتخابش کردم . قیمتش ۹۵ هزار تومن بود ... دیگه خوشم اومده بود دیگه ..بز خورد ... حالا خواهرم برگشته می گه مگه تو شلوار نمی خواستی؟؟؟ گفتم چرا می خوام ..شلوار جین دارین ؟ یارو برگشت گفت نه ولی کتان طرح جین داریم ..یه طرح جدید و شیک و فلان و ... خلاصه تنم کردم دیدم اونم تن خورش خوبه اونم ورداشتم .قیمتشم نپرسیدم .... مامانم برگشته میگه کمربند نمی خوای مگه؟؟؟ کمربند نمیدونم ؟ می خوام؟؟؟اگه می گید حتما می خوام دیگه ...هیچی یارو شروع کرده کمربنداشو نشون داده این باس جرمنیه!!! گفتم یعنی می خوای بگی اصله؟؟ گفت نه من این حرفو نزدم اونا قیمتش خیلی زیاده و اینا جنسشون خوبه .. ولی کاپشنتون رو ضمانت می کنم گفتم تا دم در دیگه؟؟؟ گفتم من نیتم خیره(خریته
) ایشالله که خوب باشه ..امروز کلا با نیت خیر به سوی خرید رهسپار شدم ...
خلاصه کاپشنو که زد ۹۵ هزار ... شلوارو زد ۳۸۸۰۰ تومن و کمربند رو هم زد ۱۶۵۰۰ یعنی رسما تا تونست کرد تو پاچم ولی من کلا لارج شده بودم عین خیالم نبود ...یارو پیش خودش فکر می کرد من چه بچه خرپولیم ..قیمتشا فاکتور کرد ، شد ۱۵۰ هزار تومن خیلی ریلکس گفتم تخفیفم می دید؟ ..گفت به مشتریای دائممون ۷٪ می دیم و ... (خواستم بگم داداش من خودم اینکارم شما نمی خواد منو سیاه کنی ولی نگفتم)
شما ۱۴۰ بدید قابلیم نداره ...۱۳۰ تومن تو جیبم بود ۱۰ تونم از مادرم گرفتمو دادم ..اومدیم بیرون سوار تاکسی شدیم تازه یادم افتاد چه ولخرجی ای کردم گفتم مامان مشکین تاژ هم ارزون تر بود هم بهتر !!! من دیگه پول ندارم تو جیبم تا آخر ماه ( حالا تو حسابم پول داشتما
دروغ نگفتم که اون لحظه تو جیبم پول نداشتم ..اگه یهو مامانمو گم می کردم چطوری بر می گشتم خونه ..هان؟؟؟) مامانمم هم۳۰ تومن بهم داد ![]()
اونم غنیمت جنگی بود گرفتم ![]()
حالا اومدم خونه یادم افتاد ای دل غافل من ۲ هفته پیش کمربند خریده بودم گفتم مامان من که تازه گرفته بودم مگه یادتون نبود ؟؟؟ چرا گفتید بخرم اونم با اون قیمت بکنه تو پاچم!!! مامانم گفت یادم بود گفتم واسه این شلوارتم یه کمربند جدا بخری !!!! کلا اون روز خانوادگی لارج شده بودیم!!!
حالا بشینید بگید MRG خسیسه ... ۱۰۰ تومن پول کاپشن دادم ۴۰ تومن پول شلوار ۱۷ تومن پول کمربند!!! آدم از من لارجتر دیده بودید؟؟؟
تازه هفته پیشم رفتم کتاب خریدم ..فکر کن هیشکی کتاب نخریده چون عملا نیاز نیست اونوقت من رفتم کتابای طراحی الگوریتم و طراحی پیاده سازی زبانهای برنامه سازی و ذخیره بازیابیو خریدم اونم با چه قیمتایی دوتاشون ۸ تومنی بودن یکیشون ۵ تومنی !!! همینجوری ورق می زدم و اسم کتابایی که استادا گفته بودنو به فروشنده می گفتم و اونم میداد .... یارو حال کرده بود همش می گفت دیگه چی می خوای؟؟؟ هیشکدومشونم بدردم نمی خوره اونقدرا
کلا آدم لارجی شده بودم واسه چند روز !
::چهارما": امروز سر کلاس اخلاق کتاب نبرده بودم از شانس من امروز استاد هم گلوش گرفته بود برگشت گفت که اول کتاب رو بخونید تا بحث کنیم !!! شانسو می بینی هر هفته می برم کاری نداره با کتاب اونوقت این هفته؟؟ حالا مساله این نبود که ،آقا وقتی سر بحث شد منم خواستم اظهار فضل کنم یهو استاد اشاره کرد که یه چیزی بگه بعد جملشو گفت و به من نگاه کرد ..حالا من یادم رفته می خواستم چی بگم شروع کردم به صحبت مونده بودم می خوام چی بگم
یکم از این جمله به اون جمله کردم یهو دیدم هیچی تو ذهنم نیست صحبتو قطع کردم یعنی قرمز کرده بودما کلیم هول کرده بودم از این وضعیت
حالا باز در ادامه یکم اظهار فضل کردم تا ضایعگی ناشی از اظهار فضل قبلی تا کمی بهبود یابد !!! کلا ضایع بودم امروز ![]()
::پنجما": مثل اینکه جدی جدی این دختره همکلاسیم اینجا رو خونده ..
آخه رفتارش خیلی عادی و طبیعی شده ..دیگه مثل قبل تابلو بازی در نمیاره .... نمی دونم چی شده من که بهش چیزی نگفتم ..کی می دونه؟ شایدم دچار تحول درونی شده !!! ![]()
::ششما": الان دو هفتست که من گوشیمو خاموش کردم ...آهنگ گوش نمیدم ..اینترنت نمیام .... خلاصه تصمیم گرفتم (گرفته بودم؟) ارتباطات زائد رو حذف کنم ... یعنی هرچیزی که باعث میشه وقتم تلف بشه مخصوصا اینترنت و آهنگ گوش کردن ...من در روز بین ۵ تا ۱۰ ساعت تو اینترنتم یعنی حتی روزایی که از سر کاربر می گردم هم از همون ساعت 9 که برسم تا 1 نصفه شب می شستم پای نت ( خب ADSL 512 دارم دلتون بسوزه
) همزمان بین 6-16 ساعت هم آهنگ گوش می دادم
یعنی کل زندگیم شده بود آهنگ و اینترنت یا اینکه با سعید و امید بچرخم ( رفیق فابریکامو می گم ..جالبه که توی این بلاگ تا حالا اسم رفیق شیشامو نیاورده بودم ...کلا من دوتا رفیق 6 دارم ..یکی سعید یکی امید ... امید 10 برابر بیشتر از من سوسوله و سعید 10 برابر من لات و ارازل و اوباش
..ترکیب جالبیه نه؟؟ حالا شاید یه روز در مورد دوستامم نوشتم)
خلاصه تصمیم گرفته بودم از هر نوع الافی بکشم بیرون ... تا اینکه دیشب یادم افتاد آلبوم جدید گروه کیوسک باید ریلیز شده باشه اومدم نت ... هنوزم می خوام راهمو ادامه بدم البته می خوام یکم سختگیریمو کم کنم ..شاید گوشیمو روشن کردم گه گاهیم اومدم نت کی می دونه؟؟؟ شایدم همین آخر هفته زدم زیر قولم و دوباره شدم آدم سابق ...
پ.ن: نیاید بگید بی مزه و طولانی نوشتم ..دلم می خواست نوشتم ![]()

