نمیدونم چرا امتحان آخر من باید اینطوری بشه؟؟ نمیدونم استادی که اونقدر آدم منطقی و خوبی به نظر می رسید چرا یهو اینطوری رنگ عوض کرد؟؟؟![]()
حتما فکر می کنید چون امتحانش سخت بوده من شاکیم؟؟ نه اشتباه می کنید من تو کار استاد دخالت نمی کنم استاد حق داره از مطالبی که یاد داده امتحان بگیره هرجوری که دلش می خواد ...پس مشکل کجاست؟؟
دقت نکردی چی گفتم دیگه ..گفتم چیزی که درس داده و چیزی که گفته می خواد ازش امتحان بگیره ...
بله درست فهمیدی ..فکر کن این استاد خان به ما گفت که 15 نمره تشریحیه و 5 نمره تستی و اون 15 نمره از سوالای آخرای فصل تو کتابه یعنی فقط اونا رو واسه تشریحی بخونیم ولی واسه تستی مطالب کتاب رو بخونیم دیگه ...البته 60 صفحه اول یعنی مقدمه و فصل اول رو هم حذف کرد ...
خب من بدبختم گول ظاهر ملکوتی این استاد رو خوردم و واسه تشریحی فقط پرسشهای کتاب، که انصافا کم هم نبود و پیدا کردن جواب و خلاصه اونها خودش چندین صفحه A3 میشد ، رو خوندم و بلد شدم ...![]()
اونوقت رفتم سر امتحان میبینم علاوه بر تستهای تخیلی دو تا سوال تشریحی به اندازه 5 نمره خارج از مباحث گفته شده داده!!! یعنی چی؟؟؟
اول مثل همیشه خندم گرفته و همینطوری الکی نگاه می کردم به برگه ...دیدم نه نمیشه ...اصلا این مباحث رو گفته بود نخونیم اونوقت سوال داده ؟یعنی چی مگه استاد شاگردشو فریب می ده؟؟ مگه دروغ می گه به دانشجو؟؟؟ مگه ما دشمنشیم؟؟؟![]()
سوالای تستیشم داغون بود یه مواردی بود که اشتباه بزنی ... بدتر از همه اینکه سوال اشتباه هم داده بود ..
یعنی این یکی رسما فاجعه بود فکر کنید یه قسمت از حدیث راجع به کار رو داده بود و ادامش رو خواسته بود و گفته بود این از کیه ...خب اون حدیث مسلما طبق نوشته کتاب برای پیامبر بود ...اونوقت گزینه های تست یکیش امام صادق بود یکیش امام باقر!!!!
یعنی رسما سوالو اشتباه طرح کرده بود و اشتباهی اسم گوینده حدیث بعدی در کتاب یعنی امام باقرو اورده بود !!!من که مونده بودم الکی یکیشو زدم و جلو سواله نوشتم مگه از پیامبر نبود!؟؟![]()
هیچی به همین منوال یکم سر کردیم ..میشد یه سری شعر و ور همینطوری راجع به اون 2 سوال نوشت ولی دیدم این نامردیه ..اصلا اینا جزو مباحث درس نبودن ..واسه همین شروع کردم به نامه نگاری واسه استاد ...( این اولین باری بود که برای استاد نامه می نوشتم
)
نوشتم : استاد این دو تا سوال مشکل داشتن شما خودتون گفتید از این مباحث نمیاد و نخونیم ..خب شما که می خواستید از کل کتاب امتحان بگیرید بهمون می گفتید ما که مشکلی نداشتیم می گفتید می خوندیم ..همونطور که بقیه مطالب رو خوندیم اینارم می خوندیم فقط می گفتید نه اینکه یه چیز دیگه بگید ..در ضمن همه نمرهای این ترمم بالا میشه اونوقت واسه اخلاق اینطوری ؟؟![]()
دلم می خواست یه چندتا بدو بیراهم واسش بنویسم ولی نمیشد دیگه هنوز نمره داده نشده و امکان بدتر شدن نمره وجود داره ...از قدیم گفتن آنچه شیران را کند روبه مزاج احتیاج است احتیاج است احتیاج ![]()
برگه رو دادم مراقب اومدم بیرون ..کلا این امتحان آخر وقتی خراب میشه میره رو اعصاب آدم ..کلی می خواستم واسه خودم عشق و حال کنم اونوقت این استاده با این امتحانش اعصابمو به هم ریخت ..البته مثل همیشه چند ساعت دیگه به وضعیت عادی برمی گردم ولی الان قاطیم ...
آخه خیلی قیافه موجه و معقولی داشت اصلا بهش نمیومد یه همچین آدم ...باشه . ![]()
پ.ن: خلاصه مطلب این که این امتحانای آخر قرار نیست هیچکدوم ختم به خیر بشن ![]()
