یکشنبه صبح آزمایشگاه مدار الکترونیکی داشتم ساعت ۸ .... خب طبق معمول از ساعت ۶:۴۰گوشیم شروع به زنگ زدن کرد ولی من از اونجایی که می خواستم جانب احتیاط رو داشته باشم تصمیم گرفتم یه نیم ساعتی دیر برم تا اگه استاده نیومد زیاد ضایع نشم ...![]()
هیچی دیگه رفتم یونی دیدم بله درست حدس زده بودم استاد معظم تشریف نیاوردن ..ما هم اویزون تو دانشگاه چرخیدیم تا کلاس بعدی ...![]()
فرداش که امروز می شد تصمیم گرفتم آزمایشگاه معماریو نرم و کلاسای بعدیو برم ...
ظهر رفتم یونی سیستم عامل داشتم ...سجادو دیدم میگه آزمعماری تشکیل شد تازه کامل هم درس داد ..یه نرم افزار شبیه سازم داد و گفت فلان چیزو تا دو هفته دیگه طراحی کنیدو تحویل بدید!!! ![]()
بیا!!! اونی رو که می ری استادش نمیاد اونی که نمی ری استاده میاد هیچ نرم افزار شبیه سازم میده و دو هفته هم وقت تحویل میده!!!
هیچی دیگه تو همین حال و هوای ضدحال با بچه ها می گفتیم و می خندیدیم یهو استادشو دیدم ..استاد معماری ترم پیشم بود ( همونی که جلسه سوم از کلاسش اخراجم کرد ولی در آخر بالاترین نمره کلاسشو به من داد
) داشت با یکی حرف می زد ..رفتم کنارشون و سلام کردم تا حرفشون تموم بشه ...
گفتم استاد آزمایشگاه تشکیل شده؟؟؟؟ گفت آره ..گفتم استاد من نتونستم بیام حالا درس دادید و اینا ..گفت آره و اینا ...خلاصه دیدم که آره قضیه راسته و درس داده ..در آخر گفتم استاد بابت نمره ای که دادی هم ممنونم و مراتب قدردانی رو بجا آوردم ...استاد برگشت گفت کارت دارم باهام بیا ...![]()
منم دنبالش راه افتادم ..تو راه همچنان در حال تقدیر و تشکر از استاد بودم که برگشت گفت می خوام واسه بچه های معماریم کلاس حل تمرین بزاری ...و حل تمرین با تو باشه ...
منم سریع شروع به پیچوندن موضوع کردم که خب باید ببینم و هفته دیگه بهتون می گم که میتونم یا نه
..استاد گفتش که نه باید کلاسو برگزار کنی یه روز مشخص کن یه کلاس واسه پیوسته ها یکیم واسه ناپیوسته ها ...گفتم استاد باید ببینم گرافیک و سیستم عامل پروژه میدن یا نه اگه وقت خالی داشته باشم مشکلی ندارم ...هفته دیگه جوابشو می گم
..گفت که نه باید کلاسو حل تمرینو برگزار کنی ...تو همین حین یهو یادم افتاد من با این استاد دوتا درس دارم ...آزمعماری و ریزپردازنده ...اگه پیشنهادشو قبول نکنم به بخت خودم لگد زدم ..گفتم باشه استاد قبوله فقط من این ترم باهاتون دوتا کلاس دارم ...من مشکلی ندارم فقط تو اون کلاسا جبران کنید دیگه ![]()
تو همین گیروداد یکی از بچه ها اومده می گه چی؟حل تمرین؟؟منم هستم ...MRG هروقت رفتی منم میاما ....اول متوجه موضوع نشدم
بعد یهو عین کسی که تازه از خواب زمستانی بیدار شده باشه متوجه علاقه رفیقم شدم ...
خب حق داشت ..حل تمرین با بچه های ترم پایین یا به زبان عامیانه با دختران ترم پایینی ...خب استادم که مثل دکتر محرمه ....کور از خدا چی می خواد؟؟؟
برگشتم گفتم باشه من به دخترا درس میدم و پسرا رو هم میسپارم به تو ....گفت نه من اونیکیا رو می خوام ..گفتم باشه اصلا تقسیم می کنیم پیوسته ها مال تو و ناپیوسته ماله من ...![]()
خلاصه یکم مسخره بازی درآوردیم و رفتیم نشستیم سر کلاس سیستم عامل ..کلاس که تموم شد اومدیم پشت در کلاس همون استاده تا یکی از بچه ها بیاد ..کلاس تموم شد و جمعیت از کلاس خارج شد ..آقا یعنی قیافه من و این دوستم دیدنی بود ...هردومون سریعا نسبت به کلاس حل تمرین اعلام برائت کردیم و پشیمانی مون رو از این موضوع اعلام کردیم و به این نتیجه رسیدیم که این ترم ما سرمون زیاد شلوغه و نمی رسیم به کسی کمک کنیم
....یعنی اینقدر خوشتیپ بودنااااااااااااااااااا
دپرس شدیم!!! ملت شانس دارن منم ... حالا باز به خودمون امید میدم که نه ایشالله ناپیوسته ها خوبن .....![]()
خلاصه که من با کمک تو درس به دیگران مشکلی ندارم ولی نمیدونم چرا شانس نداریم که در این بین با یک زیبارو هم آشنا بشیم
..ملت بدون اینکارا و فقط با انتخاب واحد به این مهم دست پیدا می کنن ..اونوقت ما همکلاسی خوشتیپم نداریم
:: این آهنگ رو دانلود کنید ...آهنگسازش سیروان خسرویه ...آهنگ فوق العاده ای داره ...خوانندش هم زانیار خسرویه ...شعرشم بد نیست کلا آهنگ جالبیه دانلود کنید ...دو روزه فقط همین اهنگو گوش میدم
پ.ن: حالا سریع نیاید بگید خجالت بکش و درون مهمه نه برون آدمی و از این حرفا....فقط خواستم بگم که من شانس ندارم .....
